خلاصه کتاب:
مریم و بابک همکار در دفتر روزنامه با وجود اختلافات و کل کل های بسیار و دور از باور دیگران با هم ازدواج می کنند و زندگی موفقی دارند و… آیه دختر مریم و بابک متولد می شود. در پی ابتلای آیه به سرطان، آرامش زندگی بابک و مریم به دست انداز و سراشیبی می افتد و این آشوب با باردار مجدد مریم بیشتر می شود …
خلاصه کتاب:
دستی به کراواتش کشید با لبخند موزی طرف میزی که امشب برای ملاقات با دختر جدیدی رزرو کرده بود رفت . همه کسایی که انتخاب می کرد از بهترین ها بودن، زن های خوش اندام و خوش فیس رو دوست داشت . با پول های حسابی که پدرش توی دست و پاش می ریخت نیاز به چیزی نداشت . –لیدی زیبا دختر با ذوق برگشت با خط چشم کلفتی که کشیده بود چشم های آبی و درشتش رو بیشتر به نمایش می ذاشت...
خلاصه کتاب:
رمان درباره ی دختری به اسم هانا که با اینکه دختره ولی شیطنت هایی میکنه. یه شب تشنه از اتاقش بیرون میاد که با حضور مردی که نمیشناسش غافلگیر میشه. از قضا اون مرد از فردای اون روز مهمون خونش میشه و راننده شخصی هانا و هر روز با سوپرایز هایی از جانب اون همراه میکنه …
خلاصه کتاب:
نمیدونم چرا! اولین باری نیست دختری و میبینم که صورت زیبایی داره ولی این دختر ته چشماش چیزی داره که جذبت می کنه لعنتی! اصلا فکرشو نمیکردم اینجوری رو دست بخورم، دلش جایی میان آن عطر شیرین و ملایم، که او را می برند میان علف ها و گل های تازه نوشکفته بهاری! حس باد خنک و ملایمی که لابلای علف ها میمیچد و روحت را به یغما میبرد! از آن عطرها و حس خوشی که دوست داری روی آن علف ها دراز کشیده و خنکای اول صبح و شبنم های ریز و درشتی که روی آنها جا خوش کرده را به خیس شدن لباس هایت به جان بخری…
خلاصه کتاب:
دختری شاد شنگولی هست ک خانوادش رو از دست داده و تو خونه تنها زندگی میکنه ک توی دانشگاه فوق لیسانسشو میگیره و ب مناسب همین ب یک اردو میرن ولی این اردو سرنوشت رها رو عوض میکنه و….
خلاصه کتاب:
اصلا به پشت سرم نگاه نمی کردم فقط میدویدم و هق هق می کردم... اشکم با بارونی که می بارید قاتی شده بود انقدر گریه کرده بودم که حالت تهوع گرفته بودم. سرعتمو بیشتر کردم. باید فرار می کردم ولی جایی رو نداشتم برم اما حاضرم تو خیابون بخوابم ولی برنگردم به اون خونه. فرار می کردم از چنگ دو نفر آدم منفور... با یاد بیکسی خودم بازم اشکم سرازیر شد…
خلاصه کتاب:
کیتی میدِن، نامزد اریک رِین فرماندهی سازمان امنیت جهانی، طی اتفاقی توسط مافیا کشته میشود. اریک که سال هاست با آن ها مبارزه میکند، نقشه جدیدی برای نابودی هاملار میکشد تا این ویروس و غدهی چرکی را هرچه زودتر از صفحه روزگار محو کند و برای این کار، فرزند سوم خانواده گزینه مناسبی ست. مردی که هیچ چیز از او نمیدانند. برادر زادهی اریک، النا برای انجام این ماموریت و نزدیک شدن به فرزند سوم انتخاب میشود اما غافل از این که …
خلاصه کتاب:
ماهی خجسته، استاد دانشکده هنر، یه زن جدی و مبادی ادابه ! توی کارش نمره ی اول و خیلی ها دوست دارن کنارش باشن اما دیوار دورش، برای بعضیا زیادی بلنده همه چیز برای ماهی عادی پیش میره تا این که یک سلفی، برای اون و چند تا از دانشجو هاش، دردسر درست می کنه! دردسری که تا پای مرگ پیش می رن... اما عجیب تر و مهم تر از همه ی دردسر های عجیب و غریب، زلزله ای هست که توی قلب ماهی پیش می یاد... حسی که با اون، ماهی قراره روزای آینده شو بسازه…
خلاصه کتاب:
درست در مراسم شب عقد آرش با دختر دایی اش عکس هایی از رابطه پنهانی او با یکی از زنان فامیل پخش میشود زنی که برای همه فامیل ممنوعه ست! بعد از این ماجرا برادر بزرگتر آرش-“پیمان” ازش می خواد از اون دختر جدا بشه تا جلوی این رسوایی بزرگ رو بگیره ولی با مخالفت آرش، او با نقشه هایی خواهر کوچکتر آن زن ممنوعه رو وارد بازی احساسی با خودش می کند…
خلاصه کتاب:
گلنار دختر ۱۸ساله ای که به خاطر فقر،اجبار صاحب خانه رو برای تخلیه خانه نادیده میگره.تا اینکه یه روز برای اولین صاحب خانه رو میبینه.
صاحب خانه ای که…
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ملایر بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.