حمام بلور ایمانی در دهه پنجاه – واقع در پشت داروخانه امام

 

 

 

Photo By Homayun Motiee (47)

حمام نگو و صحرای محشر بگو. اول اینکه خانم ها شرم حضور کمتری نسبت بهم دارند تا اقایون. در ابتدا طاسی پر از اب کرده و جهت سلام و ادای احترام به خانم های محترمه مقداری اب به پشت او میریختند. برای کیسه کشیدن بر عکس اقایون دراز نمیکشیدند بلکه سرپا می ایستادند تا که دلاک انها را کیسه بکشد. در یک گوشه چند تا خانم نشسته و از شوهراشون بلند بلند بد گویی میکنند . در جایی دیگر خانمی دختر ها را زیر نظر گرفته تا که از میان خوش هیکل ها عروسی برای خود انتخاب کند و خوش هیکل هم یعنی چاق و توپول و خپل . در گوشه دیگر تعدادی خانم جمع شده اند و با تاس و طشت بساط مطربی راه انداخته اند و در بین انها یک خانمی در حال رقص ادا و اطوارهای خنده دار در می اوردو بقیه خانم ها هم با رقص او کف یا بقول ملایری ها چپ و بشکن میزنند و میخندند گویا عروس به حمام اورده اند و همه شاد و شنگول هستند. چند متر انطرفترتر دو تا پیر زن در حال ورد خواندن و نفرین انها هستند. سر و صدا و گریه و جیغ بچه های قدو نیم قدرا هم به این جمع اضافه کنید. زنی در حال شیر دادن به نوزاد گرسنه خود است و بچه ها ها هم یا در حال بازی و یا گریه و جیغ زدن. پسر بچه 5 ساله ای توی این جمع هست که نگاهی کنجکاوانه دارد و همه خانم ها را باعتراض وا داشته و بمادرش میگویند این بچه دیگه چشم و گوشش باز شده و دیگه او را با خودت بحمام نیار و بده باباش ببرش حمام و مادرش هم با یک ماچ اب دار و صدا دار از صورت پسرش باعتراض خانم ها جواب میدهد تا اینکه کار به محکمه زن حمامی برسد و او دستور میدهد که ورود این پسر بچه از دفعه دیگر ممنوع است. همچنین عده زیادی در بیرون منتظر در امدن عروس از حمام هستند تا او را با ساز و دهل و یا مطرب و تنبک در حالیکه آئینه ای در جلوی او گرفته اند با شکوه و شادی به منزل داماد ببرند…
متن از همایون ملک مطیعی

یک دیدگاه درباره ی “حمام بلور ایمانی در دهه پنجاه – واقع در پشت داروخانه امام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *