به یاد کبری خانوم و برادرش

10347187_502244603208749_4679581748647500497_n

که عمری خیابون های ملایرو با کفش وصله شده وجب میکردند…
تیکه کلامش این بود :
خانِمی خانِمی پیــل بــِی
معروف بود به : دلبر
میومد دم مغازه آقا رفیقم موگوفت اوسا اگه بم پول نی دعا موکونم دوکیونت آتیش بیره

، و اما این خواهر فوت کرد و برادرش تنها شد ، حالا کوچه ی علیاری شده پاتوق برادرش ، میشنه و به مردم خیره میشه و شاید زیر لب این شعرو میخونه :

توی شهری که تو نیستی خیابون شده خالی
دیگه هر چی می بینم دارن رنگ خیالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *