عکسی از ” صـــمـــد ” در خیابان های ملایر

923322_379834622130791_1575661818_n

ین عکس به احتمال زیاد برای نسل جوون معنا و مفهومی نداره اما برای اونایی که یکم سنشون بالاتره دنیایی از خاطره هارو براشون تداعی میکنه ; صمد کسی بود که سی ، چهل سال پیش تو رویاهاش خودشو جزئی از دربار شاه ایران میدونست و همیشه لباس نظامی به تن میکرد و روی سینه اش هم با مدال های افتخار تزئین میکرد ، مرد صاف و ساده ای بود ، پدر مادرامون خوب میشناسنش ، این عکسی هم که شما اینجا میبینید متعلق سال 1354 در خیابان بروجرد ملایر هست و مرد سمت چپی صمدآقای شهر ماست و سمت راستی هم یک جوونه با مد و تیپ اون موقع ، به هر حال جوون ترا این عکسو حتما به پدر مادراشون نشون بدن خالی از لطف نیست…

صمد زینت بخش خیابانهای شهرمون بود .به کسی کاری نداشت و هیچ کس هم به او کاری نداشت . در دنیای خودش سیر میکرد . و انواع مدلهای مربوط به سران رزیم را به خودش میاویخت . و سعی میکرد خودش را به شکل سران عالیرتبه ارتش در آورد .

در قید کرسی با برادر و خواهر ها نشسته بودیم و داشتیم کتاب تاریخ دبیرستان برادر بزرگتر را ورق میزدیم که در حین ورق زدن و بلند خواندن نوشته زیر عکس ها، در صفحه ای که عکس شاهان قاجار بوده ناگهان درب نیمه باز گشوده و صمد به داخل اطاق میپرد و بالای کرسی میرود و شروع میکند به رجز خوانی که “چه کسی نام اجداد مرا به زبان آورد. این شاهان همه از اقوام منند” و خلاصه شروع میکند به شعر خواندن و از تبار شاهی اش میگوید. مادرم میگه ما و بقیه دایی و خاله ها از ترس رفتیم زیر کرسی. خدا بیامرزه صمد را..مادرم همیشه از او با شوخی و نیکی یاد میکرد اما وقتی من لباس نظامی بزرگتر ها را میپوشیدم همه به من میگفتند : صمد…..روحش شاد

مادرم میگه یه دیوونه عجیب و غریبی پیشتر از صمد بوده که مسیر ملایر تا همدان را میرفته و میومده. بهش میگفتن آزادی چل. خیلی هم ترسناک بوده. میگفت بعضی وقتا میرفته و مرده های تازه چال شده را از قبر بیرون میاورده. وقتی بچه بودم مامانم برای اینکه شیطونی نکنم با آزادی چل و روایتاش میترسوندم. الحق هم راوی حرفه ای بود و من تصاویر هول انگیزی با تعریفای مامانم از آزادی چل در ذهنم نقش میبست.

صمد بسیار هم عاقل بود و هیچگونه عدم تعادل روانی در او دیده نمیشد. اهل و ساکن یکی از روستاهای ملایر بود که اگر درست بیادم مانده باشد نامیله بود. با این ظاهری که برای خود درست کرده بود هفته ای یکی دو روز به شهر می آمد و با پولی که با تکدی بدست میآورد زندگی و امورات خود را اداره میکرد. خصلت بر جسته صمد این بود که برای تکدی نامی از ائمه و امامان نمیبرد و خواهش و تنما هم نمیکرد. هم قناعت داشت و هم مناعت. اشعاری را که میخواند بیشتر جنبه میهنی داشت. در گفتگو ها هم بسیار منطقی بود و خوش مشرب…….روانش شاد

یک دیدگاه درباره ی “عکسی از ” صـــمـــد ” در خیابان های ملایر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *