آن صمد خان معروف ملایر که میگفتند که بود

11334225_1616105978674087_7455179263097953340_oدر خاطرات ما از سالهای حول و حوش 50 و قبل از آن از ملایر مردی سرگردان بالباس نظامی و پاگون و درجه و شمایل وجود دارد که هر روز با سرعت در حال عبور از خیابانها بود و در مواضعی می ایستاد و حرکات نظامی همچون سلام نظامی و نظایر آنرا به نمایش میداد ، صمد چلل به نظر من با حرکتش می‌خواست پیامی را به ما بدهد بیشتر تحت تاثیر بهلول بود در بچگی‌ زیاد به محل ما گذر میکرد.
گاهی با لباس‌های بسیار رنگی‌ و شاد مثل پانک‌ها با مهارت خاصی‌ این زرّ و زیور‌هایش را کار میکرد بیشتر مثل maasken bildner به آلمانی و به یک معنی آرتیست هنری خودش را گاهی‌ همراه با اشعار و گویشی به نمایش میگذاشت.
گاهی هم با یونیفرم نظامی. یک بار خودش را شکل و شمایل رضا شاه درست کرده بود و با این شعر البته با آهنگ
کچل‌ها جمع شوید تا برویم پیش خدا،
یا به با مو بدهد یا بزند گردن شاه کچل ها
بیان زهرخندش بهلول وار اعتراضش بود.
البته اشعارِ ضدّ زن هم میگفت
این بار با جورابِ نازک استارلیت در یک( لنگ) به قول ملایری‌ها قرمز و لنگ دیگر زرد
و یک سینی مثل مجمع مسی به گردن آوویخته این شعر را با آهنگ
برادر تا توانی زن مگیر طوق لعنت را تو بر گردن مگیر
برادر تا توانی زن مگیر طوق لعنت را تو بر گردن مگیر

همایون ملک مطیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *