یاد خاطرات گذشته :

11032646_643844569051133_5297487015753144835_n11150936_637016819731526_1409770395678456582_n 19501_1585017111786916_3570199061282136648_n

بچه كه بودیم مادر بزرگ از ساعت ٤ صبح روي چراغ سه فتيله قرمه سبزي اش را بار ميگذاشت. سر ساعت ١٢ سفره پهن مي كرد و همه ما نوه ها با ذوق و اشتها دور سفره مي نشستيم. هنوز طعم بي نظير قرمه سبزي همراه با سالاد شيرازي و آبليموي تازه و پلوي زعفراني در بشقابهاي گل سرخي يادم هست.
ياد آن روزها به خير …

پی نوشت : من نمیدانم چه دارد به سر خانه و خانواده میاید . شبها همه از هم دورند . خانم خانه اخر شب همه را دعوت به سکوت میکند تا ببیند اخر چه به سر فاطماگل امد و علی کاپیتان و جمیله به کجا رسیدند . دختر و پسر خانه فقط خیره به تبلت و گوشی خود هستند و هربار که سوالی از انها میکنی هدفون را از گوش خود برمیدارند و با جوابی کوتاه و سرسری دوباره به لاک خود فرو میروند . متاسفانه سقوط و قهقرای بدی را این روزها داریم تجربه میکنیم . ملت ما گرمی جامعه پایه یعنی خانواده را از دست داده است . با دیدن عکسهای یک چراغ سه فتیله قدیمی ما غصه دار میشویم زیرا همه ترجیح میدهیم که ایکاش به جای مایکروفری که در اشپزخانه ما در یکی دو دقیقه غذا را گرم میکند همان چراغ قدیمی را داشتیم ولی روابط انسانی و خانوادگی را از دست نداده بودیم…

هـ – ملک مطیعی
www.Malayer-Book.Ir

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *