بانو ماهرخ کیانی از پرستاران بیمارستان فخریه بودند

11161353_441652939338118_224061451133479080_n

هرگز این خاطره جالب از یاد کوچه های خیابان برق بالا فراموش نمیشود ؛
قضیه از این قرار بود که خانوم کیانی در قسمت زایشگاه بعضی اوقات جنین های سقط شده را به منزل می آورد و آنها را درون الکل می انداخت و خلاصه کلکسیونی از جنین های چند ماهه داشت تا اینکه یک روز بین ایشان و پدرشون بگو مگوی سختی رخ میدهد و پدر همه ی شیشه های جنین را به داخل کوچه پرتاب میکند ؛ اون روز بچه های محل هرکدوم یک جنین کرده بودند نوک چوب و داخل کوچه میرقصیدند آخر عقلشون نمیرسید جنین چه هست و فکر میکردند آدم کوتوله پیدا کرده اند ! خلاصه که کف خیابان پر شده بود از تکه های پاره پاره ی جنین و بوی الکلی که فضا را احاطه کرده بود… این ماجرا یک بار هم وقتی کف حیاط دبیرستان شریعتی را به خاطر لوله حفر کردند رخ داد با این تفاوت که آنجا استخوان های اجساد بیرون از خاک افتاد و هرکس با یک جمجمه ای فوتبال بازی میکرد یا با استخوان ساق شمشیر بازی میکردند ، چرا که زمین دبیرستان شریعتی روزگاری از قدیمی ترین قبرستان های ملایر بوده و حفر زمین باعث نبش قبر های کهنه شده بود…خلاصه این هست سرنوشت آدمی زاد که یک روز جنینی چندش آور است و یک روز وسیله ای میشود برای بازی کودکان و خاک گل کوزه گران…

+تونل زمان ملایربوک
www.Malayer-Book.Ir
از آرشیو هـ – ملک مطیعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *