” تسبیح ” از هـ ملک مطیعی

DSC00750

اين تسبيح سى و سه دانه ى ارزان قيمت
بيش از هرکس و هر چيزى
عنفوان مجردى و جوانى ام را درک کرده است
خوب يادم مي آيد آن روزها آدم مذهبى نبودم
اتفاقا تيپم را ميزدم , عشق و حالم راهم ميکردم
اما حلال و حرام و محرم و نامحرم سرم ميشد
با خدا هم رابطه ى رفاقتى داشتم
گه گدارى هم که به دخترى علاقه مند ميشدم
براى ارتباط با او هفته ها تلاش ميکردم
اما همين که به هدف ميرسيدم و ميخواستم کام بگيرم
پشيمان ميشدم و در دلم ميگفتم :
آ خدا شاهد باش
آب محياست , اما شنا نميکنم
صيد مهياست , اما شکار نميکنم
دست فرمونم حرف نداره , اما لايى نميکشم
و از قضا يکى از دانه هاى سمت چپ تسبيحم را
سمت راست مى انداختم و علامت ميگذاشتم
گذشــت و گــــذشــــت و کم کم
دانه هاى سمت چپ به راست منتقل ميشد
***
و اما امروز سالها از آن بحران بلوغ و شهوت ميگذرد
اکنون امروز همين لحظه که آن خاطرات را مرور ميکنم
پشت فرمان اتومبيلم نشسته ام
روبرى من همان تسبيح سى و سه دانه
از آيينه ماشينم آويزان شده
تسبيحى ملکوتى ياد آور پاک دامنى هايم
سمت راست من همسرى نشسته
ثمره ى شيرين آن ناکامى هاى تلخ
همسرى پاک و عفيف که گوهر نجابت را
به زير سقف خانه ى من به ارمغان آورده
همسرى که وجودش برکت و
به يمن قدمش همه ى کاستى ها برطرف شد
در آيينه جلوى ماشين که مينگرم
فرزندم را ميبينم , گلى از گل هاى بهشت
که خداوند ارزانى ام داشته
حال که فکرش را ميکنم ميبينم
اگر آن روزها دانه هاى سمت راست
به چپ مي آمد , امروز بغل دستم
عفريته اى نشسته بود و
عقب ماشين حرامزاده اى
آرى…به لطف آن خدا و اين تسبيح که طنين انداز
آن يـوسفـ سرشتى هاي دوران مجردی ام ميباشد
امروز به اين آرامــش رسيدم…

متن : هـ – ملک مطیعی اسفند 1392
عکس : هـ ملک مطیعی آذر 1393

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *