عکسی خاطره انگیز از ” صمد ” در خیابان های ملایر

در خاطرات ما از سالهای حول و حوش 50 و قبل از آن از ملایر مردی سرگردان بالباس نظامی و پاگون و درجه و شمایل وجود دارد که هر روز با سرعت در حال عبور از خیابانها بود و در مواضعی می ایستاد و حرکات نظامی همچون سلام نظامی و نظایر آنرا به نمایش میداد ، صمد چلل به نظر من با حرکتش می‌خواست پیامی را به ما بدهد بیشتر تحت تاثیر بهلول بود در بچگی‌ زیاد به محل ما گذر میکرد.
گاهی با لباس‌های بسیار رنگی‌ و شاد مثل پانک‌ها با مهارت خاصی‌ این زرّ و زیور‌هایش را کار میکرد بیشتر مثل maasken bildner به آلمانی و به یک معنی آرتیست هنری خودش را گاهی‌ همراه با اشعار و گویشی به نمایش میگذاشت.
گاهی هم با اونیفرم نظامی. یک بار خودش را شکل و شمایل رضا شاه درست کرده بود و با این شعر البته با آهنگ
کچل‌ها جمع شوید تا برویم پیش خدا،
یا به با مو بدهد یا بزند گردن شاه کچل ها
بیان زهرخندش بهلول وار اعتراضش بود.
البته اشعارِ ضدّ زن هم من ازش شنیدم
این بار با جورابِ نازک استارلیت در یک( لنگ) به قول ملایری‌ها قرمز و لنگ دیگر زرد
و یک سینی مثل مجمع مسی به گردن آوویخته این شعر را با آهنگ
برادر تا توانی زن مگیر طوق لعنت را تو بر گردن مگیر
برادر تا توانی زن مگیر طوق لعنت را تو بر گردن مگیر

روستای او کنار جاده ملایر همدان بوده و هست…..مادر بزرگم زن بسیار بسیار میهمان نواز و خوشدلی بوده…بسیاری از مجانین و دوره گرد ها که از مقابل قلاشون میگذشتن ، اونارو آب و غذا و جای خواب میداده…..مامانم میگه صمد که میومد دهاتمون بهش قند کلوخه میدادیم….قند های کلوخه را جمع میکرد پشکه دستش و چند تا کلوخ هم بر میداشت برای کیش سگ ها که پارسش میکردند…..همراه کلوخ ها کلوخه قندها هم به سمت سگ ها پرتاب میکرد….یکبار که مامانم و خواهر برادراشون دور قید کرسی نشسته بودن و داشتن کتاب تاریخ دایی بزگمو بلند بلند میخواندن تا به اسم شاهی رسیدن یکهو صمد که در دالان قلاشون مشغول استراحت بوده میشنوه و میپره وسط اطاق که چه کسی مرا صدا زد و این گونه شعائر…….روحش شاد و یادش هم که گرامیست…..راستی وقتی که به مادرم گفتم صمد چل ناراحت شد و گفت چرا میگی چل …نگو خدا قهرش میاد…

تاریخ : 1356

2 دیدگاه درباره ی “عکسی خاطره انگیز از ” صمد ” در خیابان های ملایر

  1. سلام
    خسته نباشی ، واقعا خاطرات را زنده می نمایید مخصوصا برای ما که از ملایر مهاجرت نمودیم قدر شهر مان را بدانید بنده زمانی که ساکن ملایر بودم فقط به دنبال مهاجرت بودم ولی الان آنچنان پشیمان هستم لیکن امکان برگشت را ندارم الان حدود 5سال است که ملایر نیومدم واقعا دلتنگ شهر هستم موفق باشید ارادتمند شما شاملو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *