ظهر عاشورای 1393 / بلوار سیفیه / عکاس : همایون ملک مطیعی

DSC00661

دیر باریدی باران دیر کسی سالهاست که به امید تو خشکیده است کسی که در روز عاشورا شش ماه بیش تر نداشت کسی که به امید تو میخوابید وبیدار می شود

دیر باریدی باران دیر کسی سالهاست که به امید تو خشکیده است کسی که سر پدر را در عاشورا در دامن گذاشت کسی که بخاطرتو ان قدر به اسمان خیره شد که از چشمان خود باران بارید اما از چشمان ابر ها باران نبارید

دیر باریدی باران دیر کسی سالهاست که به امید تو خشکیده است کسی که وقتی دید نیامدی خواست خود برای پسرش اب بیاورد برای همین گلوی نازک فرزند را به تیر سه شعله داد اما باز هم نیامدی

دیر باریدی باران دیر کسی سالهاست که به امید تو خشکیده است کسی که برای قطره ای اب برای کودک 6ماهه دستانش را از دست داد کسی که به گفته حضرت علی بازوانش را برای حسین داد

دیر باریدی باران دیر کسانی سالهاست که به امید تو خشکیده اند کسانی که وقتی حسین شب تاسوعا به ان ها اجازه ی رفتن داد نرفتن کسانی که از تشنگی نایی برای راه رفتن نداشتند اما برای دینشان جنگیدند وجاودانه شهید شدند

باران دیر باریدی خیلی دیر باریدی وقتی باریدی که خون هارا شستی وقتی باریدی که هیچ کس به اب نیاز نداشت وقتی که همه با خون سیراب شده بودند

وقتی باریدی که سرها را در نیزه اویخته بودند وقتی که کربلا دیگر تشنه نبود چون با خون 72 تن سیراب شده بود وقتی باریدی که رقیه در خرابه های شام جان داد وقتی که علی اصغر دیگر به اب نیاز نداشت چون تیر سه شعله جواب تشنگی اش را داد

باران به هر حال دیر باریدی چرایش را خودت می دانی و خدا
اما کاش کمی زود تر از این ها امده بودی فقط کمی…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *