حیاط یک خانه قدیمی در ملایر

201204071099

خانه های قدیمی را دوست دارم…تاریخ در آنها به زیبایی در حرکت است.همه چیز عمر دارد، حرف دارد، برکت دارد… تکنولوژی آن ها را له نکرده… هنوز حیاط هست، حوض است، کوزه هست، قناری می خواند، ماهی شنا می کند…
دیوارهای اتاق های کوچک، مهمان جمعیتی زیاد است…
سفره ها گسترده اند،صدای پیرها شنیده می شود، حضورشان برکت خانه است،کوزه ها مملو از ترشی،دیگ کوچک مفهومی ندارد، نذری پزان به راه،همسایه حق به گردن دارد، درختان نفس می کشند،باغچه هنوز آرزو نشده، زیرزمین انباری نیست..
پنجره فقط در نقاشی ها نیست،باران در خانه می بارد… ایوان زیر حصیر،چایی همیشه دم است، روی سماور، توی قوری…
در خانه همیشه باز است، مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواهد..
غذاها ساده و خانگی است، بویش نیازی به هود ندارد، عطرش تا هفت خانه می رود،کسی نان خشکه ندارد، نان برکت سفره است..
دلخوری ها مشاوره نمی خواهد، دوستی ها حساب و کتاب ندارد، سلام ها اینقدر معنا ندارد،افسردگی بیماری نایابیست گلدان ها در خانه اسیر نیستند،درخت یاس هنوز هست
بوی یاس از شیشه های عطر نمی آید..
دست پدر همیشه پر است..
خانه همیشه شسته،همه چیز زنده است…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *