سیفیه زیر باران پاییزی

1529850_1443977319163362_1130563012_o

 

کجــاها را به دنبالت بگـــــــردم شهر خالی را…!؟
دلم انگـــــار باور کــــــرده آن عشق خیالـــــی را

نسیمی نیست… ابری نیست… یعنی:نیستی در شهر
تـــــو در شــــــهری اگــر باران بگیرد این حوالــــــــــی را

مرا در حسرت نارنجــــزارانت رهــــــا کـــــردی
چراغان کن شبِ این عصــــــرهای پرتقالی را

دلِ تنگِ مــــــــرا با دکــــمه ی پیـــــراهنت واکن
رها کن از غم سنــــجاق، موهـــــای شلالی را

اناری از لبِ دیوار باغت ســــــرخ می خنــدد
بگیر از من بگیر این دستـــــهای لاابـــالی را

شبی دست از سرم بردار و سر بر شانه ام بگذار
بکش بر سینه این دیوانــه ی حــالی به حــالی را

نسیمی هست… ابری هست… اما نیستی در شهر
دلــــــم بیهوده مـــــی گردد خیابان های خالـــی را…!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *